السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

164

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

« قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا » و بشر هم از انجام اين گونه اعمال عاجز و ناتوان است . از اينجا روشن مىشود كه پيامبر اسلام جز قرآن معجزهء ديگرى نداشته است . ( 1 ) - پاسخ : اين گفتار پاسخ‌هاى مختلفى دارد كه اينك به قسمتى از آن‌ها اشاره مىگردد : 1 - معجزاتى كه در اين آيه نام برده شده ، مورد تقاضاى مشركين بوده و از نسخ همان معجزات اقتراحى است كه مشركين در مقام عناد و لجاجت بعد از اتمام حجت و روشن شدن حق ، اين معجزات را از پيامبر درخواست نموده‌اند و وضع معجزات اقتراحى هم در ذيل آيهء قبلى توضيح داده شد . بنابراين ، اين آيه نيز مانند آيهء قبلى مربوط به آيات و معجزات اقتراحى است كه مشركين در مقام لجاجت و بهانه‌جويى از پيامبرانشان درخواست مىكردند ، نه از قبيل معجزات ابتدايى است كه پيامبران در مقام اثبات نبوتشان و ارشاد مردم مىآوردند زيرا : اولا : آنان تصديق پيامبر را بر يكى از امور نام‌بردهء پيشنهادى خودشان موقوف مىساختند و اگر واقعا در مقام عناد با حق نبودند ، لازم بود به هر معجزه‌اى كه دليل بر صدق پيامبر باشد ، اكتفا نمايند و با همان معجزه او را تصديق كنند و در اين امر ، معجزات پيشنهادى ، خصوصيت و امتيازى نسبت به ساير معجزات ندارد . ثانيا : آنان مىگفتند : بايد به آسمان پرواز كنى ، باز با اين حال به تو ايمان نمىآوريم مگر اين كه در تأييد خود كتابى از آسمان و نامه‌اى از خدا براى ما فرودآورى تا ما آن را بخوانيم . اگر واقعا آنان پى حق مىگشتند ، عناد و لجاجت نمىورزيدند ، اين قيد و شرط و درخواست نامهء آسمانى و بهانه‌جويىهاى مختلف ديگر براى چه بود ؟ ! آيا تنها ، پرواز نمودن به فضا نمىتواند معجزه باشد و در اثبات صدق نبوت او كفايت كند ؟ ! آيا اين پيشنهادهاى پوچ و بىمزه كه بر پايهء هواى نفس استوار است ، دليل روشن بر عناد و تمرد آنان در برابر حق نمىباشد ؟ ! 2 - دومين پاسخ اين است كه : رسول خدا ( ص ) در اين آيه از آوردن معجزه اظهار عجز و ناتوانى ننموده است بلكه مىخواست با جمله « سبحان ربّى » اين مطلب را برساند كه خداوند پاك و منزه از عجز و ناتوانى است و بر هر امرى كه عقلا ممكن باشد ، قادر و تواناست ، ولى وى برتر از آن است كه ديده شود و يا همچون جسمى در برابر انسان قرار گيرد و بزرگ‌تر از اين است كه در برابر درخواست‌ها و پيشنهادهاى واهى بشر ، تسليم و بر انجام آن مجبور شود و پيامبر نيز بشرى بيش نيست و محكوم امر پروردگار و منتظر فرمان اوست و تمام كارها مربوط به خداى يكتا و در دست